أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

13

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

خديجه رضى اللّه عنها جامه بر رسول افكند و او را بخوابانيد و دست بر پشت وى نهاد گفت همچنان ميلرزيد كه كبوتر بچه ، ساعتى بخفت و از خواب در آمد و اين قصّه باز گفت و گفت : همان شخص آمد نه بدان صورت و مرا گفت : بخوان ، گفتم : چه خوانم ؟ - گفت : بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ يا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ قُمْ فَأَنْذِرْ خديجه برخاست و بنزديك عمّ خود رفت و او را از اين حال خبر داد شادمانه شد و گفت : اى خديجه ترا بشارت باد كه اين علامت كه تو ميگوئى دليل مىكند كه اين شوهر تو پيغمبر آخر الزمان باشد كه ما نعت و صفت او در توراة و انجيل خوانده‌ايم آنگه ورقهء نوفل بيامد و رسول را گفت : ترا بشارت باد كه تو آنى كه عيسى عليه السّلام به تو بشارت داد خلقان را و تو بر مانند آنى كه عيسى پيغمبر بود ، و تو پيغمبر مرسلى ، و ترا جهاد فرمايند ، و اگر من آن روزگار دريابم با تو جهاد كنم ، چون ورقهء نوفل وفات يافت رسول صلى اللّه عليه و آله گفت : من او را در بهشت ديدم جامه‌هاى حرير پوشيده ، مجاهد گفت : ابليس چهار بار بناليد يك بار كه لعنتش كردند ، و يك بار كه از بهشتش بيرون كردند ، و يك بار كه رسول را بپيغمبرى فرستادند ، و يك بار كه سورهء فاتحة الكتاب فرود آمد . عبد الله مسعود روايت كرد از پيغمبر صلى اللّه عليه و آله كه او گفت : من قرأ « بِسْمِ اللَّهِ - الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ » * كتب اللّه له بكلّ حرف اربعة آلاف حسنة و محاعنه اربعة آلاف سيّئة و رفع له اربعة آلاف درجة هر كه اين آيت بر خواند خداى تعالى او را بعدد هر حرفى چهار هزار حسنه بنويسد و چهار هزار سيّئه بسترد و چهار هزار درجه رفع كند « 1 » عبد الله عباس گفت : معلّمان بهترين مردمانند چيزى كه بديشان دهيد بر وجه عطيّه دهيد و ايشان را در حرج ميندازيد بدانكه به مزد ستانند كه چون معلّم كودك را تعليم « بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ » * كند و كودك بگويد خداى تعالى براءتى بنويسد براى كودك از دوزخ و براى مادر و پدرش و براى معلّم « 2 » آورده‌اند كه ملك روم را دردسرى پديد آمد كه جملهء اطبّا از آن عاجز شدند نامه

--> ( 1 ) - - در مستدرك الوسائل ( ج 1 ، ص 316 ) از جامع الاخبار و لب اللباب راوندى نقل كرده . ( 2 ) - - در مستدرك الوسائل ( ج 1 ، ص 316 ) از جامع الاخبار نقل شده ليكن فقط جزء اخير .